توضیحات
خراب کردن داستان زیبای کودکی.کرم دارم نمی دونم چرا.بین دوست دارم نویسندش رو زنده ببینم.
.
داستان اصلی(نویسنده:charles perrault)
*شنلقرمزی دختری کوچک است که همراه مادربزرگش در جنگلی دورافتاده زندگی میکند. روزی مادرش به او
میگوید که برای مادربزرگ، که بیمار است، غذا و نوشیدنی ببرد. مادرش به او هشدار میدهد که از
مسیر اصلی خارج نشود و با غریبهها صحبت نکند. شنلقرمزی در طول مسیر به گرگی برمیخورد.
گرگ که از هدف او باخبر شده، حیلهای به کار میبرد و او را فریب میدهد.*
.
*گرگ زودتر از شنلقرمزی به خانه مادربزرگ میرسد، مادربزرگ را میبلعد (یا او را زندانی میکند، بسته به نسخه داستان)
و در بستر مادربزرگ جا میگیرد. وقتی شنلقرمزی میرسد، متوجه تغییراتی در ظاهر “مادربزرگ” میشود.
او سوالاتی میپرسد، مانند: “چرا گوشهایت اینقدر بزرگ شدهاند؟” و “چرا دندانهایت اینقدر تیز شدهاند؟
” گرگ در نهایت خود را آشکار کرده و شنلقرمزی را نیز میبلعد..*
.
خو یکی نیست بهش بگه این چیه نوشتی مشکل داری داداچ.البته بگم هدف از این داستان در
اصل به عنوان هشداری برای کودکان است که از غریبهها دوری کنند.و از خطرات صحبت با
غریبهها آگاه باشن.این داستان با تمثیلی از خطرات جامعه و اهمیت احتیاط در برابر نیتهای
پنهانی، پیام اخلاقی پررنگی دارد..

قاب گوشی فانتزی با طراحی دختر کوچولویی که کلاه صورتی بر سر (همون شنل قرمزی خودمون)
و یک توتفرنگی ناز در دستش، ترکیبی از زیبایی و دوستداشتنی بودن است.












نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.